درآ که آمدنت، ابتدای باران است
صدای پای تو ای دوست، رویش جان است
درآ که در نفست جبرئیل جاری هست
که در نیامدنت، قلبها پریشان است
کویر تشنه انسان، ترک اگر برداشت
چه غم، که فکر تو انگار نوبهاران است
افق به مقصد تو، یک مسیر روشن و بعد-
جهان به مقصد تو، یک مسیر آسان است
تو ریشه میزنی و خاک فطرت انسان-
به فصل یخزده، گلخانههای ایمان است
بیا بیا که درختان اگر چه خشکیدند
بهار آمدنت، ابتدای باران است