شاهزاده و پاپتی/ غزلی از عیسی محمدی
چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ
تو! شاهزاده بودی و من مرد پاپتی
لب بر لبی گذاشتم و شد قیامتی
یک شهر منتظر به مجازات من نشست
من در کنار جسم تو در اوج راحتی
عاشق که میشوی، دل تو قرص میشود
دیگر چه فرق؟ راحت جان یا جراحتی...
هرگز سوار مرکب دنیا نمیشوم
بیرون کشیدهام من از این راه لعنتی
یک جنگجوی زخمی از جان کشیده دست-
این بود سرنوشت من مست پاپتی...
۹۷/۰۷/۱۱