آینه‌های بی‌نوا

شاعرانه‌های عیسی محمدی؛ روزنا‌مه‌نگار
چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ

شاهزاده و پاپتی/ غزلی از عیسی محمدی

تو! شاهزاده بودی و من مرد پاپتی

لب بر لبی گذاشتم و شد قیامتی

یک شهر منتظر به مجازات من نشست

من در کنار جسم تو در اوج راحتی

عاشق که می‌شوی، دل تو قرص می‌شود

دیگر چه فرق؟ راحت جان یا جراحتی...

هرگز سوار مرکب دنیا نمی‌شوم

بیرون کشیده‌ام من از این راه لعنتی

یک جنگجوی زخمی از جان کشیده دست-

این بود سرنوشت من مست پاپتی...




نوشته شده توسط عیسی محمدی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

آینه‌های بی‌نوا

شاعرانه‌های عیسی محمدی؛ روزنا‌مه‌نگار

در کنار روزنامه‌نویسی، گاهی نیز به شعرنویسی محکوم می‌شوم. این‌ درگاه را ایجاد کرده‌ام تا این شعرنویسی‌ها، در جایی گردهم جمع آیند؛ به قصد استفاده و آرشیوسازی خود و بهره دیگران. یاحق

شاهزاده و پاپتی/ غزلی از عیسی محمدی

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ

تو! شاهزاده بودی و من مرد پاپتی

لب بر لبی گذاشتم و شد قیامتی

یک شهر منتظر به مجازات من نشست

من در کنار جسم تو در اوج راحتی

عاشق که می‌شوی، دل تو قرص می‌شود

دیگر چه فرق؟ راحت جان یا جراحتی...

هرگز سوار مرکب دنیا نمی‌شوم

بیرون کشیده‌ام من از این راه لعنتی

یک جنگجوی زخمی از جان کشیده دست-

این بود سرنوشت من مست پاپتی...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۱
عیسی محمدی

غزل عاشقانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی