پیمانه در پیمانه در پیمانه جا میماند.../ غزلی از عیسی محمدی
پیمانه در پیمانه در پیمانه جا میماند
یاد نفسهای تو در این خانه جا میماند
من، راهی شهر قیامت میشدم اما
یادم میان خلوت میخانه جا میماند
فردوس دیگر از مقام عاشقان خالی است
تا شمع جا میماند و تا پروانه جا میماند
در این خماری ماندهام؛ بیهیچ پایانی
صد بوسه بر قلبی که بس جانانه جا میماند
با این خیابانخواب یادت، مهربانتر باش
مردی که یادش در شبی شاهانه جا میماند
این زندگی جز خاطرات مانده در دل نیست
بهتر که روحم در شب پروانه جا میماند