آینه‌های بی‌نوا

شاعرانه‌های عیسی محمدی؛ روزنا‌مه‌نگار
چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۹، ۰۵:۲۹ ب.ظ

زائر غریب بیابان ندیده.../شعر آیینی و شعر محرم/ عیسی محمدی

این زائر ِ غریب ِ بیابان ندیده را
این گنگ روستایی کابوس دیده را
آری... بگیر و تا به عمود ِ جنون ببر
این دست‌های سست به خود آرمیده را
با جاده‌ها چگونه به سازش گذر کنم؟
این خارهای خسته‌ی در پا خلیده را
بعد از هزار سال، چه باغی است پیش رو 
آن ساقه‌های نیزه‌ی گل‌ها دمیده را 
از آسمان ببین که گل سرخ می‌چکد
شام و غروب و عصر و پگاه و سپیده را
یک باغبان ِ خسته در این‌جا ندیده‌ای؟
یک باغبان ِ زخمی ِ مکتب ندیده را
از عافیت ملولم و سرخی بریز باز-
این زائر غریب بیابان ندیده را...



نوشته شده توسط عیسی محمدی
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

آینه‌های بی‌نوا

شاعرانه‌های عیسی محمدی؛ روزنا‌مه‌نگار

در کنار روزنامه‌نویسی، گاهی نیز به شعرنویسی محکوم می‌شوم. این‌ درگاه را ایجاد کرده‌ام تا این شعرنویسی‌ها، در جایی گردهم جمع آیند؛ به قصد استفاده و آرشیوسازی خود و بهره دیگران. یاحق

این زائر ِ غریب ِ بیابان ندیده را
این گنگ روستایی کابوس دیده را
آری... بگیر و تا به عمود ِ جنون ببر
این دست‌های سست به خود آرمیده را
با جاده‌ها چگونه به سازش گذر کنم؟
این خارهای خسته‌ی در پا خلیده را
بعد از هزار سال، چه باغی است پیش رو 
آن ساقه‌های نیزه‌ی گل‌ها دمیده را 
از آسمان ببین که گل سرخ می‌چکد
شام و غروب و عصر و پگاه و سپیده را
یک باغبان ِ خسته در این‌جا ندیده‌ای؟
یک باغبان ِ زخمی ِ مکتب ندیده را
از عافیت ملولم و سرخی بریز باز-
این زائر غریب بیابان ندیده را...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی