یاد تو بیماری است...
شنبه, ۸ خرداد ۱۴۰۰، ۱۰:۴۸ ق.ظ
چارهام ناچاری و کابوس من بیداری است
همدمم تنهایی و تصنیفهایم زاری است
تلخی از من میگریزد، شوربختی دشمنم-
ای که میآیی به یادم... یاد تو بیماری است
شادی من با غمم، یکخانه و یکباره شد
درد میجویم که دردم، شادی و بیعاری است
تا که راهم برخلاف و در مسیر دیگری است
روح من در این تصادم غرق خودآزاری است
دست بردارید از این مرغ ِ پریده از قفس
میگریزم، در فرارم، سبک ِ من تاتاری است
۰۰/۰۳/۰۸